تبلیغات
درد دل و دوستی و مشورت و..... - 2
 
درد دل و دوستی و مشورت و.....
به نام خداوند توبه پذیر که ضحاک را آورد تا به زیر
درباره وبلاگ


با سلام من پرهام آریا مهر هستم دوست شما.خوش آمدید....
yazdy@mihanmail.ir ایمیل من.

مدیر وبلاگ : پرهام آریا مهر
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سه شنبه 24 آبان 1390 :: نویسنده : پرهام آریا مهر

فطرتش وارفتہ ی یکتائی است
حفظ او از انجمن آرائی است
سوزدش در شاهراہ زندگی
آتش آوردگاہ زندگی
مردمان خوگر بیکدیگر شوند
سفتہ در یک رشتہ چون گوهر شوند
در نبرد زندگی یار ھمند
مثل همکاران گرفتار همند
محفل انجم ز جذب باهم است
هستی کوکب ز کوکب محکم است
خیمہ گاہ کاروان کوہ و جبل
مرغزار و دامن صحرا و تل
سست و بیجان تار و پود کار او
نا گشودہ غنچہ ی پندار او
ساز برق آهنگ او ننواختہ
نغمہ اش در پردہ نا پرداختہ
گوشمال جستجو نا خوردہ ئی
زخمہ های آرزو نا خوردہ ئی
نا بسامان محفل نوزادہ اش
می توان با پنبہ چیدن بادہ اش
نو دمیدہ سبزہ ی خاکش هنوز
سرد خون اندر رگ تاکش هنوز
منزل دیو و پری اندیشہ اش
از گمان خود رمیدن پیشہ اش
تنگ میدان هستی خامش هنوز
فکر او زیر لب بامش هنوز
بیم جان سرمایہ ی آب و گلش
هم ز باد تند می لرزد دلش
جان او از سخت کوشی رم زند
پنچہ در دامان فطرت کم زند
هر چہ از خود می دمد برداردش
هر چہ از بالا فتد برداردش
تا خدا صاحبدلی پیدا کند
کو ز حرفی دفتری املا کند
ساز پردازی کہ از آوازہ ئی
خاک را بخشد حیات تازہ ئی
ذرہ ی بی مایہ ضو گیرد ازو
هر متاعی ارج نو گیرد ازو
زندہ از یک دم دو صد پیکر کند
محفلی رنگین ز یک ساغر کند
دیدہ ی او می کشد لب جان دمد
تا دوئی میرد یکی پیدا شود
رشتہ اش کو بر فلک دارد سری
پارهای زندگی را همگری
تازہ انداز نظر پیدا کند
گلستان در دشت و در پیدا کند
از تف او ملتی مثل سپند
بر جهد شور افکن و هنگامہ بند
یک شرر می افکند اندر دلش
شعلہ ی در گیر می گردد گلش
نقش پایش خاک را بینا کند
ذرہ را چشمک زن سینا کند
عقل عریان را دهد پیرایہ ئی
بخشد این بی مایہ را سرمایہ ئی
دامن خود میزند بر اخگرش
هر چہ غش باشد رباید از زرش
بندها از پا گشاید بندہ را
از خداوندان رباید بندہ را
گویدش تو بندہ ی دیگر نہ ئی
زین بتان بی زبان کمتر نہ ئی
تا سوی یک مدعایش می کشد
حلقہ ی آئین بپایش می کشد
نکتہ ی توحید باز آموزدش
رسم و آئین نیاز آموزدش





نوع مطلب :
برچسب ها :